تبلیغات

جلوگیری از کپی کردن مطالب

بازاریابی شبکه ای ، Billionaire Builders Team - مطالب داستانهای آموزنده و انگیزشی
آپلود عکس رایگان و دائمی



		
فیل سفید


BBTeam.ir - در حکایتی از گذشته معروف است که پادشاه یک کشور به پادشاه یک کشور دیگر یک فیل سفید هدیه می دهد، کسی که هدیه را پذیرفته، هزینه های زیادی را صرف نگهداری و خوراک این فیل سفید می کرد، نسل های مختلف بدون آن که بدانند این فیل سفید به چه درد می خورد هزینه های زیادی را برای آن متحمل میشدند و دلشان هم نمی آمد که آن را کنار بگذارند یا رها کنند زیرا می گفتند: 
"حیف است تا کنون هزینه زیادی برای آن شده است و نمیتوان آن را رها کرد!".
فیل سفید در مدیریت استعاره از موضوعیست که هزینه زیادی برای آن شده است و هیچ خاصیت مفیدی ندارد! و از آن جهت کنار گذاشته نمیشود که صرفاً برای آن هزینه شده است. 
در نظر بگیرید کسی وارد دانشگاه میشود و متوجه میشود استعدادی در آن رشته ندارد اما آن را رها نمیکند به خاطر هزینه هایی که برای قبولی آن داده است و زمانی که صرف کرده است و میداند در آینده نیز آن رشته منبع درآمد او نخواهد شد، به آن رشته دانشگاهی و آن مدرک میتوان فیل سفیدآن فرد گفت.
در زندگی فیلهای سفید زیادی داریم که بدون آن که خاصیتی داشته باشند برای آنها هزینه میکنیم!

فیلهای سفید زندگیتان را رها کنید...



طبقه بندی: داستانهای آموزنده و انگیزشی،  نگرش مثبت، 

تاریخ : پنجشنبه 10 اردیبهشت 1394 | 12:00 ق.ظ __________________________________ نظرات

برخیز و راه برو!!!


یكی از شاگردان استاد همیشه روی تخته سنگی رو به افق می نشست و به آسمان خیره می شد و كاری نمی كرد. استاد وقتی متوجه بیكاری و بی فعالیتی او شد كنارش نشست و از او پرسید چرا دست به كاری نمی زند تا نتیجه ای عایدش شود و زندگی بهتری برای خود رقم زند.
شاگرد جوان سری به علامت تاسف تكان داد و گفت: «تلاش بی فایده است استاد! به هر راهی كه فكر می كنم می بینم و می دانم كه بی فایده است. من می دانم كار درست چیست اما دست و دلم به كار نمی رود و هر روز هم حس و حالم بدتر می شود!»

استاد از جا برخاست و دستش را برشانه شاگرد جوانش كوبید و گفت: «اگر می دانی كجا بروی خوب برخیز و برو! اگر هم نمی دانی خوب از این و آن، جهت و سمت درست حركت را بپرس و بعد كه جهت را پیدا كردی آن موقع برخیز و در آن جهت برو! فقط برو و یكجا منشین! از یكجا نشستن هیچ نتیجه ای عاید انسان نمی شود. فرقی هم نمی كند آن انسان چقدر دانش داشته باشد! اگر غم و اندوه داری در حین فعالیت و كار به آنها فكر كن! اگر می خواهی معنای زندگی را درك كنی در اثنای كار و تلاش این معنا را دریاب. مهم این است كه دائم در حال رفتن به جلو باشی!

 پس برخیز و راه برو!  »




طبقه بندی: داستانهای آموزنده و انگیزشی، 

تاریخ : جمعه 8 اسفند 1393 | 12:00 ق.ظ __________________________________ نظرات


باور‌ موفق‌ترین ‌انسانهای ‌روی ‌زمین


BBTeam.ir - آیا هیچ وقت آدم‌های شاد و موفقی را که به رویاهایشان رسیده‌اند ،‌ دیده‌اید؟ تا به حال دلتان خواسته از آنها بپرسید نظرشان درباره خودشان چیست و اصلا دنیا را چطوری می‌بینند؟ سال‌هاست که درخصوص افراد استثنایی که در تجارت، ورزش و دیگر رشته‌ها موفقند، تحقیق می‌شود. در این سال‌ها بعضی باورهای مهم و اساسی درباره این انسان‌های موفق سالم و شاد به اثبات رسیده است.
اگر شما هم دوست دارید شادتر باشید و زندگی در کنترل خودتان باشد،‌ بهتر است با ما همراه شوید و چند هفته‌ای را با این پنج باور مهم طی کنید. باروهای ما پنجره‌ای هستند که ما از آن به دنیا نگاه می‌کنیم.
آنها تمام زمینه‌های زندگی‌مان را شکل می‌دهند. اگر تصمیم بگیرید با نظر مثبت به زندگی نگاه کنید، دیدگاه شما خوش‌بینانه و قدرتمند می‌شود و خیلی زود از این طرز برخورد با دنیای اطرافتان بهره می‌برید.

۱) خودتان بهتر از هر کسی خودتان را می‌شناسید:


ادامه مطلب

طبقه بندی: داستانهای آموزنده و انگیزشی، 
برچسب ها: نگرش مثبت،  

تاریخ : شنبه 2 اسفند 1393 | 12:00 ق.ظ __________________________________ نظرات

قدرت رویاهای بزرگ


BBTeam - در کار برنامه ریزی برای ثروتمند شدن به کسی اجازه ندهید که رویای شما را از بین ببرد .
باید با موفق های روزگار و دوران گذشته خود آشنا شوید . باید با زندگی کسانی آشنا شوید که رویای آنچه را که ارزشمند است به دنیای ما ارزانی داشته است ؛ به من و شما امکان داده است تا استعداد های خود را بروز دهیم . 

اگر کاری که می خواهید بکنید درست باشد و به آن باور داشته باشید ...

ادامه مطلب

طبقه بندی: داستانهای آموزنده و انگیزشی،  نگرش مثبت، 

تاریخ : یکشنبه 20 اردیبهشت 1394 | 12:00 ق.ظ __________________________________ نظرات

 گوریل‌هایی كه از جلوی دید شما عبور می كنند !



BBTeam.ir- در یك مطالعه پژوهشی درباره قوه مشاهده و ادارك انسان، نمونه‌ای از افراد ایستاده جلوی پیشخوان دریافت كارت پرواز در فرودگاه به عنوان آزمایش‌شوندگان انتخاب شدند. در این آزمایش، مسئول مربوطه هنگام انجام عملیات لازم، وانمود می‌كرد كه چیزی افتاده است و پس از خم شدن برای برداشتن آن چیز، جای خود را به شخص دیگری می‌داد و آن شخص باقی كار ارائه كارت پرواز را انجام می‌داد. بررسی نشان داد درصد زیادی از آزمایش‌شوندگان متوجه تغییر صورت گرفته نشدند.
در پژوهش دیگری، از آزمایش‌شوندگان خواسته شد كه فیلم یك مسابقه بسكتبال را ببینند و تعداد پاس‌های بین بازیكن‌های با پیراهن سفید را بشمرند. بیشتر آزمایش‌شوندگان تعداد درست پاس‌ها را شمردند، اما فقط 42 درصد یك اتفاق مهم در فیلم را دیدند. یك نفر در لباس یك گوریل سیاه به وسط زمین بازی آمده بود و چند بار مانند یك گوریل واقعی، دست‌هایش را به سینه‌اش كوبیده و از زمین خارج شده بود. بیش از نیمی از آزمایش‌شوندگان آنچنان مشغول وظیفه شمردن پاس‌ها بودند كه نتوانسته بودند گوریل را ببینند؛ یك گوریل بزرگ، درست مقابل چشمانشان!

شرح حكایت :
وظایف جاری، دل‌مشغولی‌ها و مدل‌های ذهنی ما، چشم‌بندهایی به وجود می‌آورند كه باعث می‌شوند میدان دید و دقت ما محدود شود و نتوانیم پدیده‌ها و تغییرات محیطی اطراف‌مان را ببینیم یا درك كنیم. شما چه گوریل‌هایی را كه از جلوی میدان دید شما عبور می‌كنند نمی‌توانید ببینید؟



طبقه بندی: داستانهای آموزنده و انگیزشی،  مطالب علمی و تحقیقاتی، 

تاریخ : یکشنبه 19 بهمن 1393 | 12:00 ق.ظ __________________________________ نظرات

جوجه عقاب

BBTeam.ir - کوه بلندی بود که لانه عقابی با چهار تخم ، بر بلندای آن قرار داشت.یک روز بر اثر زلزله یکی از تخم ها به پائین لغزید و به مزرعه ای رسید که پر از مرغ وخروس بود . مرغها و خروسها می دانستند که باید از این تخم مراقبت نمایند و بالاخره هم مرغ پیری داوطلب شد تا روی آن بنشیند و آن را گرم نگه دارد تا جوجه به دنیا آید .

یک روز تخم شکست و جوجه عقاب از آن بیرون آمد . جوجه عقاب مانند سایر جوجه ها بزرگ شد و طولی نكشید كه جوجه عقاب باور كرد كه چیزی جز یك جوجه خروس نیست . او زندگی و خانواده اش را دوست داشت اما چیزی از درون او فریاد می زد كه تو بیش از این هستی ، تا اینكه یك روز كه داشت در مزرعه بازی می كرد متوجه چند عقاب شد كه در آسمان اوج می گرفتند و پرواز میكردندو گفت ای كاش من هم می توانستم مانند آنها پرواز كنم !

قسمت اول داستان ( داستان زندگی بسیاری از افراد):

مرغ و خروسها شروع كردند به خندیدن و گفتند : تو یك خروسی و یك خروس هرگز نمی تواند بپرد . اما عقاب همچنان به خانواده واقعی اش كه در آسمان پرواز میكردند خیره شده بود و در آرزوی پرواز به سر می برد اما هر موقع كه عقاب از رویایش سخن می گفت به او می گفتند كه رویای تو به حقیقت نمی پیوندد و عقاب هم كم كم باور كرد!!

بعد از مدتی او دیگر به پرواز فكر نكرد و مانند یك خروس به زندگی ادامه داد و بعد از سالها زندگی خروسی ، از دنیا رفت !!

قسمت دوم داستان ( داستان زندگی افراد موفق):


ادامه مطلب

طبقه بندی: داستانهای آموزنده و انگیزشی، 
برچسب ها: نگرش مثبت،  

تاریخ : جمعه 5 دی 1393 | 12:00 ق.ظ __________________________________ نظرات

داستان بامبو

BBTeam.ir - روزی تصمیم گرفتم كه دیگر همه چیز را رها كنم. شغلم را دوستانم را ، مذهبم را زندگی ام را ! به جنگلی رفتم تا برای آخرین بار با خدا صحبت كنم.

به خدا گفتم : آیا میتوانی دلیلی برای ادامه زندگی برایم بیاوری؟ و جواب او مرا شگفت زده كرد. او گفت :آیا سرخس و بامبو را میبینی؟ پاسخ دادم : بلی .  گفت : هنگامی كه درخت بامبو و سرخس راآفریدم ، به خوبی از آنها مراقبت نمودم . به آنها نور و غذای كافی دادم. دیر زمانی نپایید كه سرخس سر از خاك برآورد و تمام زمین را فرا گرفت اما از بامبو خبری نبود. من از او قطع امید نكردم.

در دومین سال سرخسها بیشتر رشد كردند وزیبایی خیره كننده ای به زمین بخشیدند اما همچنان از بامبوها خبری نبود. من بامبوها را رها نكردم . 

در سالهای سوم و چهارم نیز بامبوها رشد نكردند.اما من باز از آنها قطع امید نكردم .

در سال پنجم جوانه كوچكی از بامبو نمایان شد. در مقایسه با سرخس كوچك و كوتاه بود اما با گذشت 6 ماه ارتفاع آن به بیش از 100 فوت رسید. 5 سال طول كشیده بود تا ریشه های بامبو به اندازه كافی قوی شوند. ریشه هایی كه بامبو را قوی میساختند و آنچه را برای زندگی به آن نیاز داشت را فراهم میكردند. خداوند در ادامه فرمود: آیا میدانی در تمامی این سالها كه تو درگیر مبارزه با سختیها و مشكلات بودی در حقیقت ریشه هایت را مستحكم میساختی . من در تمامی این مدت تو را رها نكردم همانگونه كه بامبو ها را رها نكردم. 

هرگز خودت را با دیگران مقایسه نكن و بامبو و سرخس دو گیاه متفاوتند اما هر دو به زیبایی جنگل كمك میكنند. زمان تو نیز فرا خواهد رسید تو نیز رشد میكنی و قد میكشی! از او پرسیدم : من چقدر قد میكشم. در پاسخ از من پرسید : بامبو چقدر رشد میكند؟

جواب دادم : هر چقدر كه بتواند.

 گفت : تو نیز باید رشد كنی و قد بكشی ، هر اندازه كه بتوانی !




طبقه بندی: داستانهای آموزنده و انگیزشی،  نگرش مثبت، 
برچسب ها: نگرش مثبت،  

تاریخ : شنبه 5 اردیبهشت 1394 | 12:00 ق.ظ __________________________________ نظرات

ناسا و مشكل خودكار



BBTeam.ir - هنگامی ‌كه ناسا (NASA )  برنامه فرستادن فضانوردان به فضا را آغاز كرد، با مشكل كوچكی روبرو شد. آنها دریافتند كه خودكارهای موجود، در فضای بدون ‌جاذبه كار نمی‌كنند. ( به عبارتی جوهر خودكار به سمت پایین جریان نمی‌یابد و روی سطح كاغذ نمی‌ریزد ) لذا برای حل این مشكل آنها شركت "مشاورین اندرسون" را انتخاب‌كردند.
تحقیقات بیش‌از یك دهه به طول‌ انجامید، ۱۲ میلیون دلار صرف شد و در نهایت آنها موفق به طراحی خودكاری شدند كه در محیط بدون جاذبه می‌نوشت و علاوه بر آن در زیر آب به خوبی کار می کرد، روی هر سطحی حتی كریستال می‌نوشت و از دمای زیرصفر تا ۳۰۰ درجه‌ سانتیگراد قابل استفاده بود.
اما روس‌ها راه‌حل ساده‌تری داشتند: آنها از مداد استفاده كردند!!!

.:: شرح حكایت
این داستان مصداقی برای مقایسه دو روش در حل مسئله است.


تمركز روی مشكل ( نوشتن در فضا )  یا

 تمركز روی راه‌حل ( نوشتن در فضا با خودكار ).




طبقه بندی: داستانهای آموزنده و انگیزشی،  نگرش مثبت،  مطالب علمی و تحقیقاتی، 
برچسب ها: نگرش مثبت،  

تاریخ : دوشنبه 24 آذر 1393 | 12:00 ق.ظ __________________________________ نظرات

اوج گرفتن یک عقاب
 

BBTeam.ir - عقاب وقتی می خواهد به ارتفاع بالاتری صعود كند در لبه یك صخره به انتظار یك اتفاق می نشیند! می دانید این اتفاق چیست؟ گرد بادی كه از روبه رو بیاید! عقاب به محض اینكه آمدن گردباد را حس كرد بال های خود را می گشاید و اجازه میدهد تا باد او را با خود بلند كند به محض اینكه طوفان قصد سرنگونی عقاب را كرد این پرنده بلند پرواز سر خود را به آسمان  می كند و عمود بر طوفان و مانند گلوله توپی به سمت بالا پرتاب می شود او آنقدر با كمك باد مخالف اوج می گیرد تا به ارتفاع مورد نظر برسد و آن گاه با چرخش خود به سوی قله مورد نظر در بالاترین نقطه كوهستان ماوا می گزیند.

خوب به شیوه عقاب برای بالا رفتن دقت كنید  او منتظر حادثه می ماند حادثه ای كه به زعم مرغهای زمینی یك مصیبت و بلاست. او منتظر طوفان می نشیند تا از انرژی پنهان در گردباد به نفع خود استفاده كند وقتی طوفان از راه می رسد عقاب به جای زانوی غم بغل گرفتن و در كنج سنگها پناه گرفتن جشن می گیرد و خود را به بالاترین نقطه وزش باد می رساند و از آنجا سنگین ترین ضربات گردباد را به نفع خود به كار می گیرد . عقاب از نیروی مهاجم به نفع خود استفاده می كند او نه تنها از نیروی مخالف نمی هراسد بلكه منتظر آن نیز می نشیند چرا كه می داند این انرژی پنهان در نیروی مخالف است كه می تواند او را به فضای بالاتر پرتاب كند .

انرژی اوج به رایگان به كسی داده نمی شود اساسا در قانون  طبیعت تقلای بقای نیروهای منفی ایجاب می كند كه تعداد نیروهای مخالف در زندگی همیشه بیشتر از جریانهای موافق باشد در واقع همیشه تعداد كسانی كه مخالف شما هستند بسیار بیشتر از موافقین شماست پس اگر قرار است نیروی كمكی برای صعود شما حاصل گردد قاعدتا باید این نیرو از سوی مخالفین شما تامین شود بنابراین وقتی اتفاقی خلاف میل شما رخ می دهد به جای عقب نشینی و سر خوردگی و واگذار كردن میدان ، بلافاصله عقاب گونه جشن بگیرید و این رخداد ناخشایند را به فال نیك گرفته و سعی كنید تا در لابه لای این حادثه به ظاهر نامطلوب خواسته و طلب مورد نظر خود را پیدا كنید و با استفاده از نیروی مخالف، خود را به خواسته خویش نزدیك سازید نیرویی كه قرار است در زندگی صعود كنید توسط همان كسانی فراهم می شود كه الان مخالف جدی شما هستند و قصد نابودی شما را دارند.

این شما هستید كه باید منتظر فرصت باشید و با تحمل و آمادگی و صبر و تدبیر به موقع از نیروی مخالف برای بالا رفتن و اوج گرفتن استفاده كنیدو پس هرگز از وجود سختی و زحمت و نیروی مخالف در زندگی و كار و تحصلی خود گله مند نباشید. اینها مخازن انرژی شما هستند و اگر نباشند شاید هرگز صعودی در زندگی شما حاصل نگردد به جای دست روی دست گذاشتن و از ناشناختنی بزرگ به خاطر وجود مشكلات و مخالفتها گله كردن كمی چشم دل خود را باز كنید و به حكمت پنهان در مصیبتها و سختی های زندگی بیاندیشید. بنا را بر این بگذارید كه خالق هستی با هیچ موجودی حتی بدترین مخلوقات عالم هم دشمنی ندارد و اگر اتفاقی رخ می دهد كه به ظاهر آزار دهنده و ناخشایند است شك نكنید كه ناشناختنی بزرگ در هر چه رقم می زند خیر و بركت و سعادت پنهان كرده است این ما هستیم كه باید شجاعت رویارویی با جریان مخالف را داشته باشیم ودر وقت صحیح بالهای خود را بگشاییم و چرخش و صعود خود را به سمت بالا را تجربه كنیم.



طبقه بندی: نگرش مثبت،  داستانهای آموزنده و انگیزشی، 

تاریخ : چهارشنبه 12 آذر 1393 | 12:00 ق.ظ __________________________________ نظرات

داستان گــاو


BBTeam - فیلسوفی همراه با شاگردانش در حال قدم زدن در یک جنگل بودند و درباره ی اهمیت ملاقات های غیرمنتظره گفتگو می کردند. بر طبق گفته های "استاد" تمامی چیز هایی که در مقابل ما قرار دارند به ما "فرصت یادگیری" و یا "آموزش دادن" را می دهند. در این لحظه بود که به درگاه و دروازه محلی رسیدند که علیرغم آنکه در مکان بسیار مناسب واقع شده بود، ولی ظاهری بسیار حقیرانه داشت. شاگرد گفت: "این مکان را ببینید. شما حق داشتید. من در اینجا این را آموختم که بسیاری از مردم، در بهشت بسر می بردند، اما متوجه آن نیستند و همچنان در شرایطی بسیار بد و محقرانه زندگی می کنند."


"استاد" گفت:


ادامه مطلب

طبقه بندی: داستانهای آموزنده و انگیزشی، 
برچسب ها: نگرش مثبت،  

تاریخ : جمعه 7 آذر 1393 | 12:00 ق.ظ __________________________________ نظرات

کلاس فلسفه



BBTeam - استادی قبل از شروع کلاس فلسفه اش در حالی که وسایلی را به همراه داشت در کلاس حاضر شد. وقتی کلاس شروع شد بدون هیچ کلامی شیشه خالی سس مایونزی را برداشت و با توپ های گلف شروع کرد به پر کردن آن.
سپس از دانشجویان پرسید که آیا شیشه پر شده است؟ آنها تایید کردند. در همین حال استاد سنگریزه هایی را از پاکتی برداشت و در شیشه ریخت و به آرامی شیشه را تکان داد.
سنگریزه ها با تکان استاد وارد فضاهای خالی بین توپ های گلف شدند و استاد مجددا پرسید که آیا شیشه پر شده است یا نه؟ دانشجویان پذیرفتند که شیشه پر شده است…

این بار استاد بسته ای از شن را برداشت و در شیشه ریخت و شن تمام فضای های خالی را پر کرد. استاد بار دیگر پرسید که آیا باز شیشه پر شده است؟ دانشجویان به اتفاق گفتند: بله!
استاد این بار دو ظرف از شکلات را به حالت مایع در آورد و شروع کرد به ریختن در همان شیشه به طوری که کاملا فضاهای بین دانه های شن نیز پر شود. در این حالت دانشجویان شروع کردند به خندیدن.
وقتی خندیدن دانشجویان تمام شد استاد گفت: “حالا”، ” می خواهم بدانید که این شیشه نمادی از زندگی شماست. توپ های گلف موارد مهم زندگی شما هستند مانند: خانواده، همسر، سلامتی و دوستان و اموالتان است. چیز هایی که اگر سایر موارد حذف شوند زندگی تان چیزی کم نخواهد داشت. سنگریزه ها در واقع چیز های مهم دیگری هستند مانند شغل، منزل و اتومبیل شما. شن ها هم همان وسایل و ابزار کوچکی هستند که در زندگی تان از آنها استفاه می کنید…

و این طور صحبتش را ادامه داد: اگر شما شن را در ابتدا در شیشه بریزید در این صورت جایی برای سنگریزه ها و توپ های گلف وجود نخواهد داشت. و این حقیقتی است که در زندگی شما هم اتفاق می افتد. اگر تمام وقت و انرژِی خود را بر روی مسائل کوچک بگذارید در این صورت هیچگاه جایی برای مسائل مهم تر نخواهید داشت. به چیز های مهمی که به شاد بودن شما کمک می کنند توجه کنید.در ابتدا به توپ های گلف توجه کنید که مهم ترین مسئله هستند. اولویت ها را در نظر آورید و باقی همه شن هستند و بی اهمیت.

دانشجویی دستش را بلند کرد و پرسید: پس شکلات نماد چیست؟

استاد لبخند زد و گفت: خوشحالم که این سوال را پرسیدی!
 و گفت: نقش شکلات فقط این است که نشان دهد مهم نیست که چه مقدار زندگی شما کامل به نظر می رسد مهم این است که :

 همیشه جایی برای شیرینی وجود دارد.



طبقه بندی: داستانهای آموزنده و انگیزشی، 

تاریخ : سه شنبه 4 آذر 1393 | 12:00 ق.ظ __________________________________ نظرات

قدرت اندیشه



BBTeam.ir - پیرمردی تنها در یکی از روستاهای آمریکا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش را شخم بزند اما این کار خیلی سختی بود. تنها پسرش بود که می توانست به او کمک کند که او هم در زندان بود .
پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد :
"پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم . من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد . من می دانم که اگر تو اینجا
بودی مزرعه را برای من شخم می زدی.
دوستدار تو پدر".*

طولی نکشید که پیرمرد این تلگراف را دریافت کرد: پدر، به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن، من آنجا اسلحه پنهان کرده ام.

ساعت 4 صبح فردا مأمور اف.بی.آی و افسران پلیس محلی در مزرعه پدر حاضر شدند و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند . پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می خواهد چه کند؟

پسرش پاسخ داد : پدر! برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که می توانستم از زندان برایت انجام بدهم.


همواره راهی وجود دارد.




طبقه بندی: داستانهای آموزنده و انگیزشی، 

تاریخ : جمعه 23 آبان 1393 | 12:00 ق.ظ __________________________________ نظرات

درخت آرزوها



BBTeam.ir- مسافری كه از راهی دور می آمد ، به درختی رسید و تصمیم گرفت كه در سایه آن قدری اسـتراحت كند غافـل از این كه آن درخت جـادویی بود ، درختی كه می توانست آن چه كه بر دلش می گذرد برآورده سازد...!
وقتی مسافر روی زمین سخت نشست با خودش فكر كرد كه چه خوب می شد اگـر تخت خواب نـرمی در آن جا بود و او می تـوانست قـدری روی آن بیارامد. فـوراً تختی كه آرزویـش را كرده بود در كنـارش پدیـدار شـد !!!
مسافر با خود گفت : چقدر گـرسـنه هستم. كاش غذای لذیـذی داشتم...
ناگهان میـزی مملو از غذاهای رنگارنگ و دلپذیـر در برابرش آشـكار شد. پس مـرد با خوشحالی خورد و نوشید...
بعـد از سیر شدن ، كمی سـرش گیج رفت و پلـك هایش به خاطـر خستگی و غذایی كه خورده بود سنگین شدند. خودش را روی آن تخت رهـا كرد و در حالـی كه به اتفـاق های شـگفت انگیـز آن روز عجیب فكـر می كرد با خودش گفت : قدری می خوابم. ولی اگر یك ببر گرسنه از این جا بگـذرد چه؟
و ناگهان ببـری ظاهـر شـد و او را درید...

هر یك از ما در درون خود درختی جادویی داریم كه منتظر سفارش هایی از جانب ماست.
ولی باید حواسـمان باشد ، چون این درخت افكار منفی ، ترس ها و نگرانی ها را نیز تحقق می بخشد.

مراقب آن چه كه به آن می اندیشیم باشیم ...




طبقه بندی: داستانهای آموزنده و انگیزشی، 

تاریخ : دوشنبه 14 اردیبهشت 1394 | 12:00 ق.ظ __________________________________ نظرات


دو اسب



BBTeam.ir - مزرعه ای  در بالاى جاده قرار دارد و در آنجا دو اسب زندگی می کنند، 
از دور دو اسب مثل هم به نظر مى رسند، اما اگر ماشین را متوقف كنید یا به آنها نزدیك  شوید متوجه  چیز شگفت انگیزى مى شوید.

با نگاه كردن به چشمهاى یكى از آنها مى فهمید كه نا بیناست، صاحبش نه تنها او را كنار نگذاشته بلكه یك خانه ى خوب برایش ساخته است.

مسئله ى شگفت انگیز این است كه اگر آنجا بایستید و گوش دهید، صداى یك زنگ را می شنوید.
با نگاه كردن به اطراف مى بینید كه  صدا از  اسب كوچكتر است .
یك زنگ كوچك به افسار اسب وصل شده است ، دوست نابینایش  اینگونه مى داند كه اسب دیگر كجاست و او را دنبال می كند.

چنانچه شما به این دو دوست نگاه كنید مى بینید كه اسب زنگدار مرتب اسب نابینا را چك مى كند و اینكه اسب نابینا به صداى زنگ گوش مى دهد و آرام به سمت اسب دیگر می رود، با این اطمینان كه او را به بیراهه نمى برد.

وقتى اسب زنگدار هر روز عصر به سمت پناهگاه خود در طویله باز مى گردد، گهگاهی به عقب نگاهى مى اندازد تا مطمئن شود دوست نابینایش خیلى دور نیست كه صداى زنگ را نشنود.


ادامه مطلب

طبقه بندی: داستانهای آموزنده و انگیزشی، 

تاریخ : شنبه 17 آبان 1393 | 12:00 ق.ظ __________________________________ نظرات

تغییر نگرش



BBTeam.ir - در  ژاپن مرد میلیونری زندگی می کرد که از درد چشم خواب بچشم نداشت و برای مداوای چشم دردش انواع قرصها و آمپولها را بخود تزریق کرده بود اما نتیجه چندانی نگرفته بود.
وی پس از مشاوره فراوان با پزشکان و متخصصان زیاد درمان درد خود را مراجعه به یک راهب مقدس و شناخته شده دید.

به راهب مراجعه کرد و راهب نیز پس از معاینه وی به او پیشنهاد داد که مدتی به هیچ رنگی بجز رنگ سبز نگاه نکند. پس از بازگشت از نزد راهب، او به تمام مستخدمین خود دستور داد با خرید بشکه های رنگ سبز تمام خانه را با سبز رنگ آمیزی کند.همینطور تمام اسباب و اثاثیه خانه را با همین رنگ عوض کرد.
پس از مدتی رنگ ماشین، ست لباس اعضای خانواده و مستخدمین و هر آنچه به چشم می آمد را به رنگ سبز و ترکیبات آن تغییر داد و البته چشم دردش هم تسکین یافت.

مدتی بعد مرد میلیونر برای تشکر از راهب وی را به منزلش دعوت نمود. راهب نیز که با لباس نارنجی رنگ به منزل او وارد می شد متوجه شد که باید لباسش را عوض کرده و خرقه ای به رنگ سبز به تن کند. او نیز چنین کرده و وقتی به محضر بیمارش رسید از او پرسید آیا چشم دردش تسکین یافته؟ مرد ثروتمند نیز تشکر کرده و گفت :" بله . اما این گرانترین مداوایی بود که تاکنون داشته". مرد راهب با تعجب به بیمارش گفت بالعکس این ارزانترین نسخه ای بوده که تاکنون تجویز کرده ام.

برای مداوای چشم دردتان، تنها کافی بود عینکی با شیشه سبز خریداری کنید و هیچ نیازی به این همه مخارج نبود.
برای این کار نمیتوانی تمام دنیا را تغییر دهی، بلکه با تغییر دیدگاه و یا نگرشت می توانی دنیا را به کام خود درآوری.


تغییر دنیا کار سختی است اما تغییر دیدگاه  و  نگرش ما ارزانترین و موثرترین روش است.




طبقه بندی: داستانهای آموزنده و انگیزشی،  نگرش مثبت، 

تاریخ : چهارشنبه 14 آبان 1393 | 12:00 ق.ظ __________________________________ نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 2 ::      1   2  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.
  • کد نمایش افراد آنلاین
  •